زمان دبیرستان معاونمون بهم گفت بابات میدونه سیگار میکشی؟ گفتم نه ولی شما یه جوری بهش بگید که اذیت نشه
پشماش ریخت
#خاطرات#من#سيگار>~~~
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06
به نظرم بهترين جا براي جوانسازي ، اونجاييه كه ستايش بين فصل دوم و سوم رفته =))))))
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06
حالم حال اون راننده تاکسیه که سینهش مالامالِ تحلیلِ اوضاع کنونیِ منطقهست، ولی شده سرویسِ مدرسه ابتداییِ دخترونه>~~
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06
استرس یعنی...
از تو گالریت یه عکسی رو به بابات نشون بدی شروع کنه ورق زدن
انالله و اناالیه راجعون >~~
# در ضمن اون لحظه رو تصور كن>~ اون لحظه هزاران بار تقديم تو باد>~~
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06
ولی اقای قمیشی یه چیزی میدونست که میگفت بعد تو هیچ چیزی دوس داشتنی نیست>~~~~
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06
این هفته هم نیومد
وانتی دورگرد رو میگم، اخه مرد <~
ما عادت کردیم صبح جمعه با صدای تو بیدار بشیم، چه زود دلمون برات تنگ شد هرجا هستی کاراتو بکن زود بیا، هفته دیگه منتظرتیم>~~~
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06
آسوناشو خودم حل میکنم!
سختاشو خدام(:
# پتو را محكم تر ميچسبد>~~~
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06
این خلال دندون که میذارن وسط همبرگر به نظرم هیچ فرقی تو طعم همبرگر نداره که هیچ اگه نبود همبرگر خوشمزه ترم میشد.
چیه بابا تیزه.....>~~~
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06
آسانسور خونه ما هر وقت منو تو کوچه میبینه میگه عه این داره میاد برم طبقه آخر:)))
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06
وقتی میخواستن آهنگهای اول مهر برای مدرسه رو بسازن، یه جلسه با آهنگساز گذاشتن گفتن:
ببین، میخوایم یه آهنگی بسازی، که دانشآموز تا ۵۰ سالگی وقتی میشنوه، تمام وجودش رو استرس بگیره و تا آخر عمر، اول مهر اسهال بگیره، ببینم چیکار میکنیااااا
برچسب: نویسنده: میلاد رحیمی تاريخ: شنبه 30 شهريور 1398 ساعت: 2:06